2 آذر 91

از دو هفته پیش تا حالا که پام پیچ خورده کلافم... خیلی بده، آدم باید مواظب باشه. همه اش باید استراحت کنم. مخصوصا من که اغلب راه رفتن تنها کاریه که بهتر از هر چی انجام میدم. ای وای از این مچ پای خراب شده ی من.

تازه یک هفته اینترنت هم اختلال داشت و ما هم ... اینطوری!

هفته بعد انجمن بحث مهمیه نمی دونم برم ، نرم؟

کسی رو پیدا کردم که منو یاد دوران دبیرستان می ندازه . واقعا راز اون همه حوصله و زیبا بینی و بی خیالی چی بود که دبیرستان داشتم و مدتهاست که دیگه ندارم؟

بی خیالی خیلی چیز خوبیه خیلی جدی نگیریم و سخت نگیریم دیگه واقعا ...

اعتراف می کنم sert را گذاشتم کنار. باید ببینم نتیجه اش چی شده تا حالا. باید یاد بگیرم ساده تر باشم اگرچه همیشه کارام و عاداتم و افکارم با دقت و وسواس عجین بوده و این خوب بود ولی حالا دیگه نه.

کمال طلبی زیاد واقعا بلای خانمان براندازیه در حد 8 ریشتر

هنوز غمگینم

پ ن : تو صبح بهار شادی انگیز ...... من همچو غروب سرد پاییز

         من جام تهی ز شور مستی ...... تو ساغری از نشاط لبریز

/ 0 نظر / 16 بازدید